خرید بک لینک
او یک دختر است مثل تو!نام او هم مه لقاست،درست مثل تو! با طره ی گیسو وچشمانِ سیاهو مژه هایی که نه به لطف فرچه ها بلکه به لطف خداوند،تاب دارد!او یک دختر است با صدایی به لطافت صدایِ نسیمبا دستانی به ظرافت برگ گل!او دختر استبا ۳۲ مروارید سفید در دهان ودو نکته ی قرمز رنگ بر صورت اش!دیدی؟!چیزی از داشته هایِ تو کم ندارد و تو از او کم داری خیلی چیزها را!عشقِ حقیقی همسر رامحبتِ خداوند راخودباوری راحجاب راعفت راحیا راو بسیار چیزهایی که تو نمی توانی داشته باشی!آن دنیا را هم قبول نداشته باشی،باز هم در این ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: فاطمه بختیاری تاريخ: سه شنبه 3 شهريور 1405 ساعت: 11:11

مدینه، شبى را به یاد مى آورد که کاروان حیا با تمام شکوه و جلال به سوى مکه روانه شد. آن شب از شبهاى ماه رجب بود که کاروانى مجلل از مدینه بیرون رفت; در حالى که دو بانوى «حیا» و عفت را جوانان بنى هاشم و در راس همه سید جوانان اهل بهشت احاطه نموده بودند . در قطعه اى تاریخى، راوى چنین نقل مى کند: «چهل محمل را دیدم که با پارچه هاى حریر [ابریشم] و دیباج زینت شده بودند . در این وقت امام حسین علیه السلام دستور داد بنى هاشم زنهاى محرم خود را سوار بر محملها نمایند، پس در این حال من نظاره مى کردم که ناگهان جوانى از منزل حسین علیه السلام بیرون آمد در حالى که قامت بلندى داشت و بر گونه او علامتى بود و صورتش مانند ماه مى درخشید و مى فرمود: بنى هاشم کنار روید و آن گاه دو زن از خانه حسین علیه السلام خارج شدند، در حالى که دامانشان بر اثر حیاى از مردم به زمین کشیده مى شد و دور آن دو را کنیزانشان احاطه نموده بودند . پس آن جوان به سوى یکى از محملها پیش رفت و زانوى خود را تکیه قرار داد و بازوى آنها را گرفت و بر محمل سوار نمود . من از بعضى پرسیدم; آن دو بانو کیستند؟ ! جواب دادند: یکى از آنها زینب علیها السلام و دیگرى ام کلثوم; دختران امیرالمؤمنین علیه السلام . پس گفتم: این جوان کیست؟ ! گفته شد: او قمر بنى هاشم، عباس فرزند امیرالمؤمنین علیه السلام است . سپس دو دختر صغیر را دیدم که گویا امثال آنهاادامه مطلب

برچسب: نویسنده: فاطمه بختیاری تاريخ: سه شنبه 21 آذر 1396 ساعت: 21:14

بخودتان در موارد و کارهایی که انجام میدهید قضاوت کنید!! او یک دختر است مثل تو! نام او هم مه لقاست،درست مثل تو! با طره ی گیسو وچشمانِ سیاه و مژه هایی که نه به لطف فرچه ها بلکه به لطف خداوند،تاب دارد! او یک دختر است با صدایی به لطافت صدایِ نسیم با دستانی به ظرافت برگ گل! او دختر است با ۳۲ مروارید سفید در دهان و دو نکته ی قرمز رنگ بر صورت اش! دیدی؟! چیزی از داشته هایِ تو کم ندارد و تو از او کم داری خیلی چیزها را! عشقِ حقیقی همسر را محبتِ خداوند را خودباوری را حجاب را عفت را حیا را و بسیار چیزهایی که تو نمی توانی داشته باشی! آن دنیا را هم قبول نداشته باشی،باز هم در این دنیا او برنده است . او در دهکده ای جهانی چون المپیک تاجی طلایی به عظمت حجاب بر سر دارد . این مدال های ناپایدار که امسال برای کسی و سال بعد برای دیگری است را چه سود؟! او آزاده است و تو در بند تغییر روزانه ی لوازم آرایشت تا شاید ۴-۵سالی به زور این ماسک های رنگی،زیبا و بر سر زبان ها بمانی ... ولی اما افسوسمیخورم به این تصاویر . . .! ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: فاطمه بختیاری تاريخ: سه شنبه 21 آذر 1396 ساعت: 21:14

مدینه، شبى را به یاد مى آورد که کاروان حیا با تمام شکوه و جلال به سوى مکه روانه شد. آن شب از شبهاى ماه رجب بود که کاروانى مجلل از مدینه بیرون رفت; در حالى که دو بانوى «حیا» و عفت را جوانان بنى هاشم و در راس همه سید جوانان اهل بهشت احاطه نموده بودند . در قطعه اى تاریخى، راوى چنین نقل مى کند: «چهل محمل را دیدم که با پارچه هاى حریر [ابریشم] و دیباج زینت شده بودند . در این وقت امام حسین علیه السلاادامه مطلب

برچسب: نویسنده: فاطمه بختیاری تاريخ: دوشنبه 10 مهر 1396 ساعت: 4:26

اگر مدافع حـــــرم حضرت عبــاس (ع) نمیتونم باشم مدافع چــــادرخاکی حضرت زهــــرا (س) که میتونم باشم بانو... می دانم شاید دلت میخواست زمان جنگ بودی و به میدان جنگ می رفتی... در دلت می گویی که کاش می توانستی بروی و مدافع حرم حضرت زینب(س) باشی... اصلا دلت می خواهد که شهید بشوی... بله راه شهادت هنوز باز است... راه جهاد بسته نمی شود...جنگ هم همیشه هست.... اصلا می خواهم تو را به یک جنگ دعوت کنم .. بادامه مطلب

برچسب: نویسنده: فاطمه بختیاری تاريخ: دوشنبه 10 مهر 1396 ساعت: 4:26

نمی دونم از کجا شروع کنم.... از اون جایی که بعضیا مراسم عزاداری امام حسین(ع) با عروسیه ........اشتباه گرفتن... یا از اون جایی که بعضیا به اسم عزادار میان بیرون و کار دیگه ای میکنن.... قربون عزادارای امام حسین برم ، من نمی خوام به کسی بی احترامی کنم، اما چرا همین محرم شروع میشه و دسته های عزاداری بیرون میاد، میگن المپیک شروع شد؟ چرا با کارای نامعقول دشمن رو شاد میکنید؟ واقعا ما مسلمونیم؟ واقعا ما ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: فاطمه بختیاری تاريخ: دوشنبه 10 مهر 1396 ساعت: 4:26

چادر رو دوست دارم

چادری که برای من خستگی نمی آره

حتی در تابستون...

من با چادرم هیچ وقت خسته نمیشم

اما چادر امنیت می آره

با رنگ سیاهش، با بلندیش

با بزرگیش، با وسعتش...

امنیت خیلی حس خوبیه

نعمت خیلی بزرگیه

بعضی ها که امنیت رو دوست ندارند،

خودشون رو از حجاب محروم می کنند...

چادرم برای کسی که امنیت رو می خواد،

هدیه ای وصف ناشدنی به ارمغان می آاره...


برچسب: چادر,دوست,دارم, نویسنده: فاطمه بختیاری تاريخ: چهارشنبه 22 شهريور 1396 ساعت: 21:56

یکی از انگیزه های پوشش ابراز صداقت در دوستی با خداوند است لابد تا بحال بارها شاهد بوده اید که افرادی به خودتان و یا دیگران ابراز علاقه و ارادت کرده و گاهی از الفاظی نظیر مخلصم، فدایت شوم، عزیزم، قربانت شوم و... استفاده کرده اند. اما فرض کن که روزی به یکی از این افراد بگوئی من مبلغی پول لازم دارم در جوابت بگوید : شرمنده ام اتفاقا من هم می خواستم همین در خواست را از تو بکنم و بار دیگر و ادامه مطلب

برچسب: انگیزه,اصلی,پوشیده,بودن,چیست؟, نویسنده: فاطمه بختیاری تاريخ: چهارشنبه 22 شهريور 1396 ساعت: 21:56

شهیدی گفت...«خواهرم...تو در سنگر حجاب مدافع خون منی...»... شهید دیگری گفت...«خواهرم... استعمار از سیاهی چادر تو بیشتر از سرخی خون من می ترسد...» یادمان باشد که تا ابد مدیون این شهدائیم... شهدایی که برند لباس و نوع شلوار و مُد روز برایشان معنایی نداشت... حجاب هم فرهنگی است که مُد روز و مدل های مختلف بر نمی دارد... چادر یادگار مادرمان فاطمه است و حجاب هم گفته ی خداست... حجاب، حجاب است.ادامه مطلب

برچسب: حجاب,حجاب, نویسنده: فاطمه بختیاری تاريخ: چهارشنبه 22 شهريور 1396 ساعت: 21:56

شما خانوم شما خانوم خوشتیپی که تو خیابون منو چپ چپ نگا میکنی!!ببین عزیزم فکر نکن من که چادر سرمه عقلم نمیرسه که آدم با مانتو راحت تره..آزادتره...فکر نکن زیر چادر کولر گازی روشنه...خیلی هم گرمه!اصن داغه!لاک قرمز نمیزنم فکر نکنی سر در نمیارم لاک چیه ها!بیا خونمون ببین هررنگی لاک بخوای دارم..خوبم بلدم بزنم چادر سر کردن خیلی سخته فکر نکنی چادر سر میکنم چون مانتویی که زیر چادر تنمه زشته،نچ!کلی هم پول ادامه مطلب

برچسب: آهای,دختر,خانوم؟؟؟؟؟؟؟؟, نویسنده: فاطمه بختیاری تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 16:50

من آموختم....من آموختم ارزش دارمآموختم برای ارزش هایم بجنگممن یه دخترمیه دختر با دنیایی ارزشحالا باید بجنگمبرای ارزشمبرای حوا بودنمبرای پاکیحالا با دست خالی که نمی شودمن سلاح می خواهم تا برای عفتم بجنگمخدا گفته سلاحت حجابحالا کدام سلاح بهتر است؟منکه چادر را می پسندممی گویند قوی ترین سلاح استمنم امتحانش کردم درست گفته اندتو کدام را می پسندی؟اما حالاکه فقط سلاح کافی نیستباید مهارت هم داشته باشممهارادامه مطلب

برچسب: سلاح,حجاب, نویسنده: فاطمه بختیاری تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 16:50

دوس دارم همیشه از زیبایی چادری بنویسم که وقتی به سر میکنم چشمان هوس بازان و گرگ صفتان به دنبالم نیست و راه سبز زندگیم را ادامه می دهم.من چفیه که بر گردنم انداختم را با زیبایی های مادی دنیا عوض نمیکنم چفیه ای که دیروز پدر و برادر شهیدم از آن برای بستن زخم رزمنده ای استفاده کرد من به خودم افتخار میکنم که امروز فرزند و خواهر شهیدی هستم که بخاطر من که ناموسش هستم جان شیرین خودرا تقدیم کرد افتخار میکنم که حجاب دارم …دوس دارم … دوس دارم از چادری بنویسم که زیبایش چون نور همه جا را فرا گرفته و الگوی اونایی هستم که چادر به سر نکرده و با بی حجابی خود نور تاریکی را به خود همراه دارند دوس دارم با حجاب کاادامه مطلب

برچسب: خداوند,حجاب,جنس,محبت,آفرید, نویسنده: فاطمه بختیاری تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 10:27

همیشه برای ارزش ها در سراسر دنیا هیچ حد و مرزی قائل نمیشویم،یعنی هر چه بیشتر باشد آن ارزش ها بهتر است... مثلا آدمها هر چه راستگوتر بهتر ، هر چه مهربان تر بهتر... برای اینکه بفهمیم حجاب یا بی حجابی کدام ارزش است می توان از همین سنگ محک استفاده کرد... آدم ها هر چه بی حجاب تر بهتر؟جواب این سوال منفی ست...حتی در آزادترین کشورها از نظر حجاب یک حدی گذاشته می شود...یعنی اگر انسان ها از آن حدش خارج شوند دیگر برچسب های مختلفی می خورند...با هر وضعی نمی توانند در جامعه ظاهر شوند...یعنی نمی توانند بدون "هیچ گونه"پوششی در جامعه ظاهر شوند...حداقل ها را همیشه دارند...! پس می توان اثبات کرد که این حجاب است کادامه مطلب

برچسب: حجابی,ارزش,است,؟؟؟؟, نویسنده: فاطمه بختیاری تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 10:27

یك فتوای جدیدمن درآوردی: این یكی یه ذره نامحرمه،اون یكی خیلی نامحرمه!!! توجه كردین وقتی بعضی ازآقایون وخانوم های محترم وارد یك مجلس مهمانی خانوادگی میشن دركمال رضایتمندی باجنس مخالفشون كه نامحرمم هست دست میدن؟تازه به این كارشون حسابی هم افتخارمی كنن!فكرمی كنن الان دیگه خیلی باكلاسن كه تعصب رو گذاشتن كنارو به راحتی دارن كارخودشونو می كنن!!! ولی اگرخوب به روابط اجتماعی اون ها نگاه كنیم می بینیم كه درمحیط های كاری ومكان های دیگری كه یه ذره حالت رسمیت داره اصلا" چنین رفتاری از خودشون نشون نمیدن! واقعا" دلیل این تفاوت چیه؟ وقتی این سوالو ازشون می پرسیم جوابی رو به ما میدن كه ممكنه ازشدت تعجب شاخ هادامه مطلب

برچسب: فتواي,جديدمن,درآوردي, نویسنده: فاطمه بختیاری تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 10:27

مقابل آئینه می ایستمروسری ام را محکم می بندمبه رسم حیایی که با الهامی فطری در یافته امکه حجابم نه ارج نهادن به خویشتنم وجایگاهم که حفظ جلالم است و جمالم...روسری ام را محکم می بندمکه حجابم وسیله ای است برای گسستن بند های اسارت نفس ورهایی...مقابل آئینه می ایستمچادرم را بر سرم می کشم ؛ ساده امّا زیباکه چادرم پرچمی است که برتارک وجود خویش بر افراشته ام که آزادم از بندهای شیطانی درونی وبیرونیچادرم را بر سرم می کشم؛ ساده امّا زیباکه چادرم نردبانی است که مرا به قرب می رساند؛راهی ست به سوی کوی دوستچادرم را بر سرم می کشم؛ ساده امّا زیباکه غنچه تا وقتی پوشیده است ؛از گزند آفات در امان است و باز که می شادامه مطلب

برچسب: حجاب,آینه, نویسنده: فاطمه بختیاری تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 10:27

صفحه بندی